سفارش تبلیغ
صبا ویژن
مدیر وبلاگ
 
آمار واطلاعات
بازدید امروز : 89
بازدید دیروز : 77
کل بازدید : 626677
کل یادداشتها ها : 965
خبر مایه


طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز

1 در یکى از روزها که حضرت جوادالائمّه علیه السلام وارد شهر مدینه منوّره گردید، هنگام غذا در حضور جمعى از دوستان سفره طعام پهن کردند.
حضرت پس از آن که غذا را تناول نمود، دست هاى خود را شست و سپس دست هاى خود را پیش از آن که با حوله خشک نماید، بر سر و صورت خویش کشید و این دعا را خواند:
((
اللّهُمَّ اجْعَلْنى مِمَّنْ لا یَرْهَقُ وَجْهَهُ قَتَرٌ وَ لا ذِلَّةٌ)).
(

2 یکى از دوستان و اصحاب حضرت جوادالا ئمّه علیه السلام به نام ابوالحسن ، معمّر بن خلاّد حکایت کند:
روزى در خدمت آن حضرت بودم ، به من فرمود: اى معمّر! بر اشتر خود سوار شو.
عرض کردم : کجا برویم ؟
فرمود: پیشنهادى که داده شد انجام بده و سؤ ال نکن ، پس من سوار شدم ؛ و چون مقدارى از راه را پیمودیم به بیابانى رسیدیم که کنار آن یک درّه و تپّه اى وجود داشت .
حضرت فرمود: همین جا بِایست و حرکت نکن تا من بازگردم و سپس حضرت رفت و پس از لحظاتى بازگشت .
عرض کردم : فدایت شوم ، کجا بودى ؟
امام علیه السلام فرمود: هم اینک به خراسان رفتم و پدرم ، حضرت علىّ بن موسى الرّضا علیهما السلام را که مسموم و شهید شده بود، دفن کردم و اکنون بازگشتم .

3 محمّد بن حمّاد مروزى حکایت کند:
روزى حضرت جوادالا ئمّه علیه السلام در ضمن نامه اى به پدرم ، احمد چنین مرقوم فرمود:
ژهر موجود مخلوقى در این جهان ، یک روزى وفات خواهد یافت ولى در این باره ظلمى بر کسى نخواهد شد و ما اهل بیت رسالت در این دنیا پراکنده خواهیم شد؛ و در شهرهاى مختلف هجرت خواهیم نمود.
و سپس در ادامه فرمایش خود افزود: هرکس عاشق و دلباخته هر که باشد، چنانچه در مسیر او قدم بردارد و با او همگام باشد، همانا در روز محشر با او محشور مى گردد.
و به راستى که قیامت منزل گاه اءبدى و همیشگى تمامى افراد خواهد بود.

4 عمران بن محمّد اشعرى قمّى حکایت کند:
روزى نزد حضرت جوادالائمّه ، امام محمّد تقى علیه السلام شرفیاب شدم ؛ و پس از آن که مسائل خود را مطرح کردم و جواب گرفتم ، عرضه داشتم :
اى مولا و سرورم ! امّالحسن به شما سلام رساند و نیز درخواست یکى از پیراهن هاى تبرّک شده شما را نموده است تا به جاى کفن از آن استفاده نماید؟
امام جواد علیه السلام فرمود: او از پیراهن من ، بى نیاز شده است .
چون از نزد حضرت خارج شدم ، متحیّر بودم که معناى کلام امام علیه السلام چیست ؟
تا آن که پس از چند روزى متوجّه شدم ، امّالحسن سیزده یا چهارده روز قبل از سخن امام علیه السلام فوت کرده است .

5 یکى از اصحاب امام محمّد تقى علیه السلام گوید:
روزى در خدمت آن حضرت بودم ، که سفره غذا پهن کردند؛ و غذا خوردیم .
پس از آن که سفره را جمع کردند، یکى از افراد مشغول جمع کردن غذاهاى ریخته شده در اطراف سفره ، گردید.
امام جواد علیه السلام فرمود: چنانچه در بیابان سفره انداختید، آنچه غذا در اطراف سفره ریخته شود - به هر اندازه اى که باشد - رها کنید - تا مورد استفاده جانوران قرار گیرد -.
ولى اگر در منزل ، در اطراف ظرف غذا و یا در اطراف سفره ، طعامى ریخته شود، تمام آنچه را که ریخته شده است ، به هر مقدارى که باشد، جمع نمائید - که مبادا زیر دست و پا، نسبت به آن ها بى احترامى شود


  
در عزای سید الشهداء ( ع )

ابوعبدالله محمّد بن علی جوهری در بغداد از ابوالاحوص محمّد بن الهیثم قاضی از محمّد بن مصعب از اوزاعی از ابوعمار شدّاد بن عبدالله از امّ الفضل دختر حارث روایت کرد که وی بر رسول خدا ( ص ) وارد شد و گفت :
یا رسول الله ! من دیشب خواب بدی دیدم .
فرمود : چه دیدی ؟
گفت : خواب خیلی بدی بود !
فرمود : چه بود ؟
عرض کرد : خواب دیدم که گویا پاره ای از بدن تو را بریدند و در دامن من گذاشتند !
رسول خدا ( ص ) فرمود : خواب خوبی دیدی ، به زودی انشاءالله فاطمه وضع حمل می کند و پسری می آورد و آن پسر در دامن تو خواهد بود .
همین طور هم شد ، فاطمه حسین را بزاد و همانطور که رسول خدا ( ص ) فرموده بود ، افتخار دایگیش را به من دادند . روزی بر رسول خدا ( ص ) وارد شدم و حسین را در دامنش نهادم ، لحظه ای روی خود را از من گردانید ، دیدم اشک از دیدگان حضرت سرازیر شد ! پرسیدم : یا نبیّ الله ! پدر و مادرم به قربانت ، شما را چه شد ؟
فرمود : جبرئیل نزد من آمده و مرا خبر داد از این که امّتم این فرزندم را خواهند کشت !
و ضمناً از تربت قبرش که خاک سرخ رنگی است ، مشتی برایم آورد . (1)

(برگرفته از کتاب اشک ها پیامبر (ص) اثر اقای مهدی احدی )

  

یک سوره یس بخوانید ، ثواب آنرا هدیه به آقا امام جواد(ع) کنید.هر حاجتی که دارید ان شاءالله بگیرید.


  

* روزه: یکی از آن چهار روز است که در تمام سال به فضیلت روزه ممتاز است.
در روایتی روزه‏اش مثل روزه هفتاد سال است و در روایت دیگر کفاره هفتاد سال است و هر که این روز را روزه بدارد و شبش را به عبادت به سر آورد از برای او عبادت صد سال نوشته شود و از برای روزه‏دار این روز هر چه در میان آسمان و زمین است استغفار کند و این روزی است که رحمت خدا در آن منتشر گردیده و از برای عبادت و اجتماع به ذکر خدا در این روز اجر بسیاری است و از برای این روز به غیر از روزه و عبادت و ذکر خدا و غسل دو عمل وارد است.
* نماز: نمازی که در کتب شیعه قمیین روایت شده
و آن دو رکعت است در وقت چاشت(قبل از ظهر) در هر رکعت بعد از حمد پنج مرتبه سوره و الشمس بخواند و بعد از سلام نماز بخواند لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ پس دعا کند و بخواند یَا مُقِیلَ الْعَثَرَاتِ أَقِلْنِی عَثْرَتِی یَا مُجِیبَ الدَّعَوَاتِ أَجِبْ دَعْوَتِی یَا سَامِعَ الْأَصْوَاتِ اسْمَعْ صَوْتِی وَ ارْحَمْنِی وَ تَجَاوَزْ عَنْ سَیِّئَاتِی وَ مَا عِنْدِی یَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِکْرَامِ .
* دعا: خواندن این دعا است که شیخ در مصباح فرموده مستحب است خواندن آن
اللَّهُمَّ دَاحِیَ الْکَعْبَةِ وَ فَالِقَ الْحَبَّةِ وَ صَارِفَ اللَّزْبَةِ وَ کَاشِفَ کُلِّ کُرْبَةٍ أَسْأَلُکَ فِی هَذَا الْیَوْمِ مِنْ أَیَّامِکَ الَّتِی أَعْظَمْتَ حَقَّهَا وَ أَقْدَمْتَ سَبْقَهَا وَ جَعَلْتَهَا عِنْدَ الْمُؤْمِنِینَ وَدِیعَةً وَ إِلَیْکَ ذَرِیعَةً وَ بِرَحْمَتِکَ الْوَسِیعَةِ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ الْمُنْتَجَبِ فِی الْمِیثَاقِ الْقَرِیبِ یَوْمَ التَّلاقِ فَاتِقِ کُلِّ رَتْقٍ وَ دَاعٍ إِلَی کُلِّ حَقٍّ وَ عَلَی أَهْلِ بَیْتِهِ الْأَطْهَارِ الْهُدَاةِ الْمَنَارِ دَعَائِمِ الْجَبَّارِ وَ وُلاةِ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ وَ أَعْطِنَا فِی یَوْمِنَا هَذَا مِنْ عَطَائِکَ الْمَخْزُونِ غَیْرَ مَقْطُوعٍ وَ لا مَمْنُوعٍ [مَمْنُونٍ‏] تَجْمَعُ لَنَا بِهِ التَّوْبَةَ وَ حُسْنَ الْأَوْبَةِ یَا خَیْرَ مَدْعُوٍّ وَ أَکْرَمَ مَرْجُوٍّ یَا کَفِیُّ یَا وَفِیُّ یَا مَنْ لُطْفُهُ خَفِیٌّ الْطُفْ لِی بِلُطْفِکَ وَ أَسْعِدْنِی بِعَفْوِکَ وَ أَیِّدْنِی بِنَصْرِکَ وَ لا تُنْسِنِی کَرِیمَ ذِکْرِکَ بِوُلاةِ أَمْرِکَ وَ حَفَظَةِ سِرِّکَ وَ احْفَظْنِی مِنْ شَوَائِبِ الدَّهْرِ إِلَی یَوْمِ الْحَشْرِ وَ النَّشْرِ وَ أَشْهِدْنِی أَوْلِیَاءَکَ عِنْدَ خُرُوجِ نَفْسِی وَ حُلُولِ رَمْسِی وَ انْقِطَاعِ عَمَلِی وَ انْقِضَاءِ أَجَلِی اللَّهُمَّ وَ اذْکُرْنِی عَلَی طُولِ الْبِلَی إِذَا حَلَلْتُ بَیْنَ أَطْبَاقِ الثَّرَی وَ نَسِیَنِیَ النَّاسُونَ مِنَ الْوَرَی وَ أَحْلِلْنِی دَارَ الْمُقَامَةِ وَ بَوِّئْنِی مَنْزِلَ الْکَرَامَةِ وَ اجْعَلْنِی مِنْ مُرَافِقِی أَوْلِیَائِکَ وَ أَهْلِ اجْتِبَائِکَ وَ اصْطِفَائِکَ وَ بَارِکْ لِی فِی لِقَائِکَ وَ ارْزُقْنِی حُسْنَ الْعَمَلِ قَبْلَ حُلُولِ الْأَجَلِ بَرِیئا مِنَ الزَّلَلِ وَ سُوءِ الْخَطَلِ اللَّهُمَّ وَ أَوْرِدْنِی حَوْضَ نَبِیِّکَ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ اسْقِنِی مِنْهُ مَشْرَبا رَوِیّا سَائِغا هَنِیئا لا أَظْمَأُ بَعْدَهُ وَ لا أُحَلَّأُ وِرْدَهُ وَ لا عَنْهُ أُذَادُ وَ اجْعَلْهُ لِی خَیْرَ زَادٍ وَ أَوْفَی مِیعَادٍ یَوْمَ یَقُومُ الْأَشْهَادُ اللَّهُمَّ وَ الْعَنْ جَبَابِرَةَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ وَ بِحُقُوقِ [لِحُقُوقِ‏] أَوْلِیَائِکَ الْمُسْتَأْثِرِینَ اللَّهُمَّ وَ اقْصِمْ دَعَائِمَهُمْ وَ أَهْلِکْ أَشْیَاعَهُمْ وَ عَامِلَهُمْ وَ عَجِّلْ مَهَالِکَهُمْ وَ اسْلُبْهُمْ مَمَالِکَهُمْ وَ ضَیِّقْ عَلَیْهِمْ مَسَالِکَهُمْ وَ الْعَنْ مُسَاهِمَهُمْ وَ مُشَارِکَهُمْ اللَّهُمَّ وَ عَجِّلْ فَرَجَ أَوْلِیَائِکَ وَ ارْدُدْ عَلَیْهِمْ مَظَالِمَهُمْ وَ أَظْهِرْ بِالْحَقِّ قَائِمَهُمْ وَ اجْعَلْهُ لِدِینِکَ مُنْتَصِرا وَ بِأَمْرِکَ فِی أَعْدَائِکَ مُؤْتَمِرا اللَّهُمَّ احْفُفْهُ بِمَلائِکَةِ النَّصْرِ وَ بِمَا أَلْقَیْتَ إِلَیْهِ مِنَ الْأَمْرِ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ مُنْتَقِما لَکَ حَتَّی تَرْضَی وَ یَعُودَ دِینُکَ بِهِ وَ عَلَی یَدَیْهِ جَدِیدا غَضّا وَ یَمْحَضَ الْحَقَّ مَحْضا وَ یَرْفِضَ الْبَاطِلَ رَفْضا اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَیْهِ وَ عَلَی جَمِیعِ آبَائِهِ وَ اجْعَلْنَا مِنْ صَحْبِهِ وَ أُسْرَتِهِ وَ ابْعَثْنَا فِی کَرَّتِهِ حَتَّی نَکُونَ فِی زَمَانِهِ مِنْ أَعْوَانِهِ اللَّهُمَّ أَدْرِکْ بِنَا قِیَامَهُ وَ أَشْهِدْنَا أَیَّامَهُ وَ صَلِّ عَلَیْهِ [عَلَی مُحَمَّدٍ] وَ ارْدُدْ إِلَیْنَا سَلامَهُ وَ السَّلامُ عَلَیْهِ [عَلَیْهِمْ‏] وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ

التماس دعا


  

محمد بیدار

یکی از باشرافت ترین و پرفضیلت ترین روزهای سال، 25 ذیقعده است که به روز «دحوالارض» شناخته می شود. بر طبق روایات فراوانی که در کتب روایی آمده در این روز بسیار مبارک، خداوند زمین را از زیر کعبه گستراند و ابراهیم و عیسی(ع) در شب این روز متولد شدند و رحمت الهی بر روی زمین منتشر گشت. عارف بزرگ قرن، میرزا جواد آقاملکی تبریزی در کتاب گرانقدرش «المراقبات» ضمن بحث مفصلی پیرامون این روز برای توجه آدمی به نعمتهایی که خداوند در این روز به بشر ارزانی داشته می نویسد:

«از بزرگترین نعمتهای این روز این است که خداوند متعال کعبه را خانه خود قرار داد و اجازه داد که مردم، آن را زیارت نمایند و با پاداش و رضایت فراوان این عمل را از آنان می پذیرد و این نهایت لطف و مهربانی و کرم است.»

شب و روز 52 ذیقعده جزو چهار روز بسیار پرارزش در طول سال شمرده شده و اعمال بسیاری برای گرامیداشت آن از زبان معصوم (ع) نقل گردیده است تا سالکان و شیفتگان بارگاه حضرت دوست با انجام آنها، روح و جان خود را در زلال جاری، «دحوالارض» شستشو دهند و لیاقت باریابی به آستان کریمش را بدست آورند.

مهمترین شاخصه فضیلت روز «دحوالارض»، گرفتن روزه در آن است که به گفته شیخ عباس قمی، آسمان و زمین و هرچه در میان آنهاست برای روزه دار استغفار می کند.

علی(ع) فرمود: «کسی که این روز را روزه بدارد و شب آن را به عبادت بایستد، ثواب صدسال عبادت را که روزش را روزه و شبش را در عبادت کرده باشد، خواهد داشت. کسانی که در این روز برای ذکر و یاد خدا اجتماع کنند، قبل از آنکه پراکنده شوند، حوائج شان برآورده می شود، هزارهزار رحمت خدا در این روز نازل می شود که نودونه هزار تای آن برای روزه داران این روز و عبادت کنندگان این شب خواهد بود.»

از جمله اعمال سفارش شده در این روز، زیارت امام رضا (ع) است و کسی که توفیق حضور در بارگاه ملکوتی آن امام همام را نداشته باشد می تواند در هر کجا که هست، با خواندن زیارت راه دور، خود را از لطف و کرم آن امام رئوف برخوردار سازد و نامش را در ردیف زائران حضرتش قرار دهد. از دیگر اعمال این روز، انجام غسل و خواندن 2 رکعت نماز در پیش از ظهر و نیز خواندن دعای مخصوص است که جزئیات آنها را می توان در کتاب شریف مفاتیح الجنان جستجو کرد.

شب 52 ذیقعده نیز از لیالی شریفه است و رحمت خدا در آن نازل می شود و در کتب روایی و دعایی ما بر انجام عبادت و نماز و استغفار در آن تأکید بسیار شده است.

با فرارسیدن روز 52 دحوالارض، دریغ مان آمد که از سلاله ائمه و پیامبر اکرم(ص) نابغه عصر و اندیشمند گمنام و کم نظیر یعنی آیت ا... شهید سیدمحمد باقر صدر(ره) یادی نکنیم که وی نیز در این روز به سال 3135 هجری قمری 4193 میلادی به دنیا آمد تا ادامه دهنده راه بزرگ پیامبران زاده شده در این روز یعنی ابراهیم و عیسی (ع) باشد.

منبع : کیهان


  
 

بحث درباره فلسفه و حکمت نماز در واقع آشنایى با اسرار و رموزى است که در این عمل عبادى نهفته است . باید توجه داشته باشیم که خداوند متعال هیچ دستورى را بدون حکمت و علت بر بنده‌اش واجب و یا حرام نمى‌سازد. در این شکی نیست که وقتی خداوند عملی را برای انسان واجب می‌کند قطعا برایش سود و فایده بسیار دارد و بالعکس وقتی عمل و یا چیزی را حرام می‌کند یقینا ضرر بسیاری برای انسان دارد و همین طور است مواردی که مکروه و مستحب اعلام شده‌اند. در این زمان که علم پیشرفت کرده؛ بسیاری از علل و سود و زیان‌هایی برای اعمال ذکر می‌شود که نشانگر حکمت و فلسفه حرام و واجب شده اعمال و برخی چیزهاست.

شایان ذکر است که انسان مومن و متعهد، در مقابل پروردگار روحیه تعبد و تسلیم پذیری دارد و نیازی به دانستن علل و حکمت احکام ندارد، گرچه دانستنش هم مشکلی ندارد. ولی اصل بر تعبد در برابر خداوند است. 

در این شکی نیست که وقتی خداوند عملی را برای انسان واجب می‌کند قطعا برایش سود و فایده بسیار دارد و بالعکس وقتی عمل و یا چیزی را حرام می‌کند یقینا ضرر بسیاری برای انسان دارد و همین طور است مواردی که مکروه و مستحب اعلام شده‌اند.

خداوند، خالق تمام هستی است و همه موجودات به خالقیت خدا اعتراف دارند و خدا را تسبیح می‌کنند:

«یسبح لله ما فى السموات و ما فى الارض الملک القدوس العزیز الحیکم؛ تسبیح مى‌گوید خدا را آنچه در آسمان‌ها و در زمین است آن پادشاه پاک عزیز حکیم را.»(1)

حال وقتی که همه موجودات، خدا را تسبیح می‌گویند و او را عبادت می‌کنند ؛ آیا جا ندارد انسان که اشرف مخلوقات است در برابر خداوند اظهار بندگی و عبودیت نماید و هیچ بودن خود را به منصه ظهور برساند و در مقابل پروردگارش خاکساری نماید؟

امام رضا (علیه‌السلام) در حدیثی علت اقامه نماز را اینگونه بیان می‌فرمایند: «علة الصلاةِ انَّها اقرارٌ بالربوبیّة لله ـ عزّوجل ـ و خلعُ الانداد و قیامٌ بین یدى الجبّار جلّ جلاله بالذّل والمسکنة والخضوع والاعتراف؛ علت نماز، اقرار به ربوبیت خدا و نفى هرگونه شریک براى او و ایستادن با خضوع و کوچکى و بیچارگى در پیشگاه خداست.»(2)

در وجود انسان دو قدرت عقل و شهوت وجود دارد که دائما در کشاکش نیز می‌باشند. حال چنین انسانی که نیروی شهوات و هواهای نفسانی در وجودش قوی است قطعاً دچار گناه و لغزش هم می‌شود، و پنج بار نماز در مقابل پروردگار، به معنای اعتراف به گناهان و طلب آمرزش و بخشش است . در روایتی نیز آمده است: 

حال وقتی که همه موجودات، خدا را تسبیح می‌گویند و او را عبادت می‌کنند ؛ آیا جا ندارد انسان که اشرف مخلوقات است در برابر خداوند اظهار بندگی و عبودیت نماید و هیچ بودن خود را به منصه ظهور برساند و در مقابل پروردگارش خاکساری نماید؟

«نماز، با اعتراف به گناه و درخواست آمرزش گناهان پیشین و نهادن صورت بر زمین، پنج بار در شبانه‌روز، با عظمت خدا، همراه است.»(3)

حال که هواى نفس، هر لحظه انسان را به غفلت و سرکشى سوق مى‌دهد و به غرور و خودخواهى دعوت مى‌کند و به افزون‌طلبى و تمامیت‌خواهى فرا مى‌خواند باید در مقابل آن، عاملى بسیار قوى و نیرومند که مقابل این رذایل سد شود؛ وجود داشته باشد تا او را به سمت عزت و عظمت انسانى سوق دهد و آن نماز است. چون نماز تنها عنصر بازدارنده از رذائل اخلاقى و گناهان است. و خداوند در آیه‌ای یکی از علل و خواص نماز را اینگونه معرفی می‌فرماید:

«أَقِمِ الصَّلَاةَ إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنکَرِ(4) ؛ نماز را برپا دار، که نماز از کار زشت و ناپسند باز مى‏دارد.»

و در روایتی از معصوم (علیه السلام) آمده است که: «نماز موجب یاد خدا و دورى از غفلت و سرکشى و باعث خشوع، فروتنى و خواهان طلب افزایش معنوى و مادى است.»(5)

در وجود انسان دو قدرت عقل و شهوت وجود دارد که دائما در کشاکش نیز می‌باشند. حال چنین انسانی که نیروی شهوات و هواهای نفسانی در وجودش قوی است قطعاً دچار گناه و لغزش هم می‌شود، و پنج بار نماز در مقابل پروردگار، به معنای اعتراف به گناهان و طلب آمرزش و بخشش است.

از آنجایی که انسان موجودی فراموشکار است، بیم می‌رود که خداوند را فراموش کند و نیز از یاد ببرد که موقعیتش به عنوان انسان در هستی چیست؟ و عمر خود را در حیوانیت و نفسانیت سپری نماید. لذا اینجاست که:

«نماز او را به مداومت بر ذکر خدا در شب و روز بر مى‌انگیزاند تا بنده، مولى و مدبر و آفریدگار خود را فراموش نکند چرا که فراموشکارى، باعث طغیان و سرکشى خواهد بود.»(6)

پس فلسفه نماز، حضور در پیشگاه خداوند و اظهار بندگى و عبودیت و اقرار به یکتایی پروردگار و جاودانگى او است که نتیجه‌اش اصلاح و سعادت انسان و به کمال رسیدنش می‌باشد. «انسان در حال نماز در محضر خدا و به یاد خداست و همین حالت او را از معاصى بازداشته و از همه تباهى‌ها و تاریکى‌ها او را مانع مى‌شود.»(7)

 

پی‌نوشت‌ها:

1ـ سوره مبارکه جمعه، آیه 1.

2 ـ میزان الحکمة، ج5، ص376.

3ـ میزان الحکمه، ج5، ص376.

4- سوره : العنکبوت - آیه : 45 -

5 ـ میزان الحکمه، ج5، ص376.

6 ـ همان.

7ـ میزان الحکمه، ج5، ص376.

                                                                                                                                               سایت تبیان

                                                                                                                                             مهری هدهدی


  

کلام امیر کلام

یکى از موارد تشخیص تفاوتها، طرز رفتار با مردم است. بعضیها ارزش دوستى و مهربانى را نمی دانند و به همین دلیل با دیگران دوستى نمى کنند و محبت کسى را نیز در دل خود جاى نمى دهند.

اما گروهی دیگر چون به نیروى عقل خود، قدر و قیمت دوستى و محبت را درک مى کنند؛ با دوستانشان و دیگر انسانها و حتی حیوانات، همیشه با مهر و محبت رفتار مى کنند.

یکى از راههایى تشخیص انسان عاقل و انسان نادان همین است که ببینیم آیا شخص مورد نظر، با مردم دوستى و محبت می کند یا با هیچکس از در مهر و محبت و دوستى وارد نمی شود.

قال علی علیه السلام: «اَلتَّوَدُّدُ نِصْف‌ُ العَقْل»

دوستی ورزیدن با مردمان، نیمی از عقل است.

از آنجا که دوستى و محبت با مردم، یکى از مهمترین نشانه هاى عقل و شعور است، امام علی علیه السلام براى دوستى ارزش فراوانى قایل شده است تا جایى که فرموده است:

(همین که شخصى با مردم دوستى و محبت کند، نشانه آن است که دست کم، نیمى از عقل طبیعى یک انسان در او وجود دارد)

با نگاهی الهی، دوستی و محبّت در روابط اجتماعی می تواند به عنوان یک ‌«عبادت» تلقی شود، زیرا در این دیدگاه همه مردمان مخلوق‌ خدا هستند و رفتار دوستانه با مخلوقات الهی از این جهت که آفریده او هستند، معنایی الهی و معنوی خواهد داشت و یک ‌انسان عارف‌، دوستدار و عاشق خدا، آفریده های محبوب خود را نیز دوست دارد و آنان را ـ چون مخلوق‌ محبوب اند ـ گرامی می دارد.

نتیجه آن که دوستی ورزیدن با مردم اولین گام خردمندی و عقلانیت است و موجب رخت بربستن غصه هاست و نیمی از عقل آدمی است.


تهیه شده توسط مهدی ملکی کارشناس بخش دین و اندیشه سایت تبیان 


  

موارد تبدیل گناه صغیره به کبیره
از آیات و روایات استفاده مى‏شود که در چند مورد، گناه صغیره، تبدیل به کبیره مى‏شود و حکم گناهان کبیره را پیدا مى‏کند از جمله:

 اصرار بر صغیره
تکرار گناه صغیره، آن را تبدیل به گناه کبیره مى‏کند، و اگر انسان حتى یک گناه کند، ولى استغفار نکند، و در فکر توبه هم نباشد، اصرار به حساب مى‏آید.
صغیره همچون نخ نازک و باریکى است که اگر تکرار شود، طناب و ریسمان ضخیم و کلفتى مى‏گردد که پاره کردنش مشکل است.
قرآن درباره‏ى پرهیزکاران مى‏فرماید:
«ولم یصروا على ما فعلوا و هم یعلمون»

«آنان آگاهانه بر گناهانشان، اصرار نورزند.»
امام باقر علیه السلام در شرح این آیه فرمود:

«اصرار، عبارت از این است که کسى گناهى کند و از خدا آمرزش نخواهد و در فکر توبه نباشد.

امیرمؤمنان على علیه السلام فرمود:
«ایاک و الاصرار فانه من اکبر الکبائر و اعظم الجرائم» 

«از اصرار بر گناه بپرهیز، چرا که از بزرگترین جرایم است.»

از گناهان کوچک غافل نشویم
امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا صلى الله علیه وآله همراه یاران (در سفرى) در سرزمین بى آب و علفى فرود آمد، به یارانش فرمود: «ائتوابحطب»، «هیزم بیاورید» که از آن آتش روشن کنیم تا غذا بپزیم.
یاران عرض کردند: اینجا سرزمین خشکى است و هیچگونه هیزم در آن نیست!.
رسول خدا صلى الله علیه وآله فرمود: «بروید هر کدام هر مقدار مى‏توانید جمع کنید» آنها رفتند و هر یک مختصرى هیزم یا چوب خشکیده‏اى با خود آورد و همه را در پیش روى پیامبر صلى الله علیه وآله روى هم ریختند، پیامبر صلى الله علیه وآله فرمود:
«هکذا تجتمع الذنوب» «این‏گونه گناهان، روى هم انباشته مى‏شوند»، سپس فرمود:
«ایّاکم و الُمحقّرات من الذّنوب...» 

«از گناهان کوچک بپرهیزید که همه آنها جمع و ثبت مى‏گردد.»
امام صادق علیه السلام فرمود:
«لا صَغیرة مع الاِصرار»

«در صورت اصرار، گناه صغیره‏اى نباشد.»



  

عواقب گناهان جنسی

 گناهان جنسی جسم فرد را آلوده کرده و توانایی آن برای انجام مقاصد الهی را از بین می برد.
گناه جنسی از این نظر مستثنی است که ما آن را بر علیه جسم خود انجام میدهیم. جسم ما معبد روح الهی است. وقتی ما از جسممان برای گناهان جنسی استفاده می کنیم، به پاکی آن تجاوز کرده و آن معبد را ویران می کنیم. همچنین آن افرادی که با آنها این گناه را انجام می دهیم را نیز آلوده می کنیم. فقدان احترام به جسممان (و خداوند) رابطه ی ما با خدا را از بین می برد.


گناهان جنسی روح خداوندی را اندوهگین می کند
.
هر گناهی که انجام میدهیم باعث اندوهگین شدن روح خداوندی می شود و آتش روح مقدس را در زندگی ما خاموش می کند. هرچه این آتش را بیشتر فرو بنشانیم، همانقدر از نیکی و درستکاری فاصله خواهیم گرفت.


ارتکاب به گناهان جنسی دژ محکمی برای شر و شیطان در زندگی فرد خواهد ساخت.
وقتی ما مرتباً مرتکب گناه می شویم، دژ محکمتری برای شیطان در زندگی خود بر پا خواهیم کرد. هرچه بیشتر تن به شهوت و هوس دهیم، کنترل آنها بر روی ما بیشتر خواهد شد، تا آنجا که ما را بنده ی خود خواهند کرد. این دژ محکم بسیار مستحکم خواهد بود، چون جسم، روح و روان ما را درگیر خود کرده است. خوشبختانه دین، راه های زیادی برای ویران کردن این دژ محکم پیش پای ما قرار داده است.


با ارتکاب به گناهان جنسی نفرینی پشت سرتان خواهد بود، از طرف همسر یا فرزندانتان.
گناه جنسی به شیطان این امکان را می دهد که ما و نسل های بعد از ما را با نفرین، ذلیل خود کند. بی بندوباری جنسی، زنا، طلاق، نازایی، و سایر مشکلات را گاهاً می توان از نتایج گناه های جنسی دانست.


گناهان جنسی پایگاهی به ارواح شیطانی برای تاثیرگذاردن بر شما را میدهد.
کتب آسمانی مثال های زیادی از گناه های جنسی و عواقب حتمی آن در اختیار ما می گذارند و احتمالاً مشهورترین این گناهان، گناه داوود با بنت شیبا (مادر حضرت سلیمان) بوده است. زنای او با بنت شیبا و قتل شوهر او منجر به نزاع خانوادگی، مرگ پسرش و ایجاد فرصت برای دشمنان برای کفرگویی شد.


گناه جنسی پریشانی روحی در بر خواهد داشت.
با دنبال کردن لذتهای ناشی از گناه و نادیده گرفتن وجدان خود برای تشخیث خوبی از بدی، پریشانی و آشفتگی روحانی در بر خواهد داشت. هر چه بیشتر به دنبال گناه و فساد باشید، وجدانتان کدرتر خواهد شد. یک وجدان کدر باعث می شود که بیشتر درمعرض دروغ های شیطان قرار بگیریم که باعث دورتر شدن ما از خداوند یکتا می شود. و این مسئله به جایی میرسد که ما دیگر کارهای خود را گناه تلقی نخواهیم کرد و توانایی ما برای توبه و اصلاح شدن کمتر می شود.


گناه جنسی پریشانی احساسی به دنبال خواهد داشت. رابطه ی جنسی، تعهد و پیوستگی احساسی با شریک جنسی ایجاد می کند.
قدرت این تعهدها بر حسب نوع رابطه متفاوت است. خداوند این پیوستگی و تعهد جنسی را برای همسران ایجاد کرده است. اگر این تعهد و پیوستگی با کسی غیر از همسر فرد ایجاد شود، آشفتگی و پریشانی احساسی ایجاد خواهد شد. این آشفتگی به صورت های مختلف نمایان می شود. در اینجا به برخی از آنها اشاره می کنیم:

*

رویاها و افکار مکرر درمورد عشق های قبلی.
*

ناتوانی در برقراری صمیمیت احساسی با همسر.
*

پشیمانی و تلخی نسبت به افرادی که در رابطه های قبلی به فرد صدمه زده اند.
*

مقایسه همسر با افراد قبلی در رابطه ی جنسی.
*

درک اشتباه از عشق واقعی.
*

بی بندوباری و بی قیدی جنسی، در تلاش برای یافتن عشق و صمیمیت واقعی.

خطر آشفتگی احساسی به اندازه ای است که می تواند فرد را از تجربه ی صمیمیت با همسر خود و خداوند باز دارد. همچنین آشفتگی جنسی می تواند مثل یک نفرین عمل کند و اعتیاد جنسی و سایر کشمکش ها را به دنبال آورد.

گناه جنسی خاطره هایی ماندنی ایجاد خواهد کرد.
خاطره های روابط جنسی با کمک هورمون های مخصوص که طی انگیختگی های جنسی تولید می شود، در مغز فرد ایجاد می شوند. شیطان از این خاطره ها برای محکوم کردن و نگاهداشتن فرد در اسارت شهوت استفاده می کند. این خاطره ها ممکن است باعث ایجاد مشکل در روابط جنسی فرد با همسر خود شود. در اینجا برخی نمونه ها آورده شده است:



*

تجربه های جنسی فرد با همسرش با افکار مربوط به عشق های قبلی و یا تصویر مستهجنی که فرد مشاهده کرده است، خراب می شود.
*

از شریک های جنسی قبلی بت خواهد ساخت—به خصوص وقتی در زندگی زناشویی خود با مشکل مواجه شود.
*

از عملکرد جنسی همسر خود ناراضی خواهد بود.
*

مغر او برای ارضاء شهوات خود به جای نشان دادن عشق واقعی، به رابطه ی جنسی رو خواهد آورد.
*

اگر همسرش راضی به انجام آنچه او سابقاً در رابطه های جنسی خود تجربه نموده و یا در فیلم های مستهجن مشاهده کرده است، نشود، خشمناک و عصبانی خواهد شد.

اما اگر به دین رو آوریم، توانایی برای از یاد بردن تجربیات پست را پیدا خواهیم کرد، خواهیم توانست فکر و روانمان را شستشو داده و دوباره کنترل امور زندگی خود را در دست گیریم.

گناه جنسی باعث به دنیا آمدن فرزندان ناخواسته می شود.
گناه جنسی باعث پایین آوردن ارزش انسان به صورتی می شود که فرزندان انسان آشغال شناخته شوند. کودکانی که از این روابط به دنیا می آیند، در خانه هایی زندگی خواهند کرد که هیچ سایه ی پدر یا مادر مهربانی بالای سر آنها نخواهد بود.


گناه جنسی فرد را در معرض ابتلا به بیماری های مسری جنسی خواهد گذارد.
بیماری های مسری جنسی بسیاری وجود دارد که بسیاری از آنها علائم بسیار ناخوشایند و نامطبوعی را به دنبال خواهند داشت. بدترین این بیماری ها، ایدز، حتی منجر به مرگ نیز می شود.


گناه جنسی از بین برنده ی ازدواج و خانواده خواهد بود.
زنا معمولاً باعث از بین رفتن ازدواج و خانواده ها می شود. وقتی زنجیر وفاداری پاره شود، زن و شوهر، آسیب های احساسی، روحی، و حتی گاهی جسمی را تحمل خواهند کرد. برای تعمیر این شکاف، درمان های اساسی مورد نیاز است. خاطره هایی که طی برهم خوردن ازدواج ها ایجاد می شودف تا آخر عمر با او می مانند و نسل های بعد را نیز تحت تاثیر قرار خواهد داد. دیدن تصاویر و فیلم های شهوت انگیر و مستهجن نیز به اندازه ی زنای واقعی، گناه آلود و زیاد آور است و خطای آن نیز نباید دست کم گرفته شود.


گناه جنسی باعث بی بندوباری اخلاقی و انحراف جنسی خواهد شد.
گناه جنسی معمولاً آتش تیز از شهوت در ذهن فرد ایجاد خواهد کرد. اگر پیوسته آن آتش را شعله ورتر کند، فرد هرچه بیشتر و بیشتر به اعماق فساد و تباهی فرو خواهد رفت. از این وضعیت به افراط در هر نوع ناپاکی نیز اشاره می شود که رفته رفته هوت و هوس فرد را بشتر خواهدکرد.


  

اسرار و معارف حج‏

هر یک از عبادات، راز و رمزى دارد که دستیابى به ثمرات شیرین و ارزشمند آنها، جز با فهم و درک صحیح آن رموز میسّر نیست. حج خانه خدا نیز از زمره همین عبادات است. حاجیان از فرسنگها راه با دشواریها و سختى‏هاى فراوان و هزینه‏هاى سنگین، به سرزمین وحى آمده، با حضور در میقات، لباس و پوشش معمولى خود را از تن بدر مى‏کنند و با پوشیدن دو جامه احرام و گفتن لبیک، محرم شده، به مکه مى‏آیند و گرداگرد خانه کعبه به طواف مى‏پردازند. نماز طواف مى‏خوانند.  از صفا به مروه مى‏روند و بازمى‏گردند و در این مسیر گاهى عادى و گاهى تند مى‏روند.

 پس از آن، قدرى از مو و یا ناخن را کوتاه کرده، سپس در مراسم حج تمتّع، به عرفات مى‏آیند. نیم روزى را آنجا مى‏مانند، آنگاه حرکت کرده به مشعرالحرام مى‏رسند، چند ساعتى را در آنجا بیتوته مى‏کنند و با طلوع خورشید راهى منا مى‏شوند. روز اوّل هفت سنگریزه به جمره عقبه و در روزهاى بعد به هر یک از جمرات سه‏گانه، هفت سنگ مى‏زنند. قربانى مى‏کنند. تقصیر نموده، یا سر مى‏تراشند و باز هم گرد کعبه آمده، طواف‏ مى‏کنند و سعى صفا و مروه و طواف نساء، و آنگاه حج پایان مى‏یابد و حاجى به شهر و دیار خویش بازمى‏گردد.  

آیا حج که عبادت عمر است و گاهى در طول زندگى انسان، تنها یکبار توفیق تشرف حاصل مى‏گردد و قبل از آن نیز بارها با خواندن این دعا: «اللهم ارزقنیحج بیتک الحرام فیعامیهذا و فى کلّ عام» به خدا التماس مى‏کند تا حج نصیب او شود براى همین اعمال ظاهرى است؟! آیا خداوند چنین اراده کرده است تا مسلمانان گرداگرد سنگهایى بگردند و بدون هیچگونه تغییرى به موطن خود بازگردند؟ نه، هرگز چنین نیست، تمامى این رفتارها و اعمال، جنبه سمبلیک داشته، راز و رمزهاى فراوانى را در خود نهفته دارد. پیشوایان معصوم براى پیشگیرى از اینگونه تصوّرها و اندیشه‏هاى ناصحیح، مطالب مهم و ارزشمندى بیان داشته، معارف و اسرار دریاوار هر یک را بر شمرده‏اند. هر کس بدون توجه به اسرار و معارف این عبادت بزرگ، به اعمال و رفتار حاجیان بنگرد شاید ابتدا چنین تصوّرى در ذهنش جلوه کند که: این همه زحمت و رنج و تلاش و صرف هزینه براى چه؟ و این کارها و رفتارها چه معنا و مفهومى دارد؟  

ابن ابى‏العوجاء که از مشرکان سرسخت و گستاخ دوران زندگى امام صادق (ع )است با قیافه‏اى روشنفکرانه به آن حضرت مى‏گوید: «تا به کى این خرمن را مى‏کوبید و به این سنگ پناه مى‏آورید، واین خانه از سنگ و گِل برافراشته شده را مى‏پرستید، و چونان شتران رم کرده، گرداگرد آن هروله مى‏کنید، هر کس در این [رفتارها ]اندیشه کرده، تأمّل کند مى‏داند که اینها، کار انسان حکیم و صاحب نظر نیست!» سپس خطاب به امام صادق (ع) مى‏گوید: «شما که در صدر و نوک پیکان این امر قرار دارید و پدرت نیز پایه‏گذار و شکل دهنده آن بوده است، پاسخ این سخن را بازگوى.» امام (ع) لب به سخن گشوده، به گوشه‏اى از اسرار اشارتى مى‏کند و مى‏فرماید: «این خانه‏اى است که خدا بوسیله آن، بندگانش را به پرستش واداشت تا با آمدن به این مکان، میزان پیروى و اطاعت آنان را بیازماید. از این رو بندگان خود را به بزرگداشت و زیارتِ این خانه برانگیخت و آن را قبله نمازگزاران ساخت، پس کعبه مرکزى براى کسب خشنودى خداوند و راهى به سوى آمرزش اوست. خداوند آن را دو هزار سال پیش از گستراندن زمین آفرید. پس سزاوارترین کسى که باید اوامرش را گردن نهاد، و از نواهى او دورى گزید، خدایى است که چهره‏ها و جان‏ها را آفرید.» 

 نگرشى عمیق و همه جانبه به آیات و روایات، بخوبى این معنا را ثابت مى‏کند که حج را ظاهرى است و باطنى، آنچه را مردم در ظاهر مى‏بینند با حقیقت حج فاصله بسیار دارد و حال آن که خداوند طالب آن حقیقت است: حجى را مى‏خواهد که مبرور باشد و حاجى با بازگشت به موطن خویش تحوّلى اساسى در روحش پدید آید. حجى را مى‏خواهد که مناسک آن، مناسک زندگى صحیح اسلامى باشد. حجى را مى‏طلبد که حاجى پس از برگشت، به غیر خدا لبیک نگوید و گرد غیر خدا نگردد. حجى را مى‏خواهد که حاجى در آن با شیطان بستیزد و هر آنچه از دنیا نزدش عزیز است در راه خدا قربانى کند و جز خدا چیزى را نبیند و چیزى نخواهد و ...

منبع:http://azmoonebandegi.anzaliblog.com/15825/index.html


  




طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ