بسم الله الرحمن الرحیم
انتقاد از خود، از چهل سال عبادت بهتر است
هُدهد آمد پهلوی حضرت سلیمان گفت آقا داشتم پرواز میکردم از منطقهای، مردم، خداپرست نبودند. خیلی بلبل جز و وز کرد. حضرت سلیمان گفت: پس خودت مسئولیت هدایتشان را داشته باش. نامه را داد، گفت: برو و برگرد. دو تا سفر هم رفت و یک کشور هم مسلمان شد. و پنجم مرداد که سالگرد، نماز جمعه در تهران و بعد از تهران هم در شهرها هست. چون سالگرد است، یادی از مرحوم طالقانی کنیم.
موضوع بحث ما را ببینندهها در شب، اربعین، یکی، دو شب به اربعین مانده، گوش میدهند، فقط من یک جمله به شما بگویم، که غصه نخورید، که سیزده، چهارده سال است. شما تفریحتان را گذاشتهاید کنار، بالاخره انسان، تا نسوزد، تا آب نشود به هدف نمیرسد. اقامه نماز، شما که مسئول تدارکات هستی، یا مسئول تبلیغات هستی، یا مسئول صوت و نور و نظم و برنامهریزی و سیاستگذاریها، شما که حالا این کارها را میکنید، امّا، اگر جارو دست بگیرید و جارو هم بکشید. میارزد. قرآن، برایتان بخوانم قرآن به حضرت ابراهیم و اسماعیل میگوید: ابراهیم، اسماعیل. «وَ عَهِدْنا إِلى إِبْراهیمَ وَ إِسْماعیلَ أَنْ طَهِّرا بَیْتِیَ لِلطَّائِفینَ وَ الْعاکِفینَ وَ الرُّکَّعِ السُّجُودِ» بقره/125 بلند شوید، دو تا پیغمبر بزرگوار، بلند شوید، مسجد را، مسجدالحرام را تعطیل کنید، چه خبر است. «وَ الرُّکَّعِ السُّجُودِ» برای این که مردم میخواهند بیایند اینجا رکوع و سجود کنند. یعنی حضرت ابراهیم جاروکشی کند، برای این که مردم عوام و مردم عادی بیایند، نماز بخوانند، برای نماز مردم عادی حتی ابراهیم، جاروکشی کند، ارزش دارد. مسئله مهم است. نماز و اقامه نماز به قدری مهم است که در ساختن مسجد شخص پیغمبر سنگکشی میکرد. به قدری مهم است که زنها آمدند گفتند: یا رسول الله، کی گفت که مردها، مسجد بسازند، ما هم میخواهیم در بنّایی شریک شویم. حضرت فرمود: آخر، زن خواسته باشد بنایی کند، مرد هم بنایی کند، خوب اینها با حجاب و اینها نمیخورد، بعد گفتند: آخر گناه ما زنها چی است. حضرت فرمود: خیلی خوب، ما یک کاری میکنیم. یک روز بنایی را تعطیل میکنیم. زنها عملگی کنند. خاک بیاورند، گل کنند. مصالح بیاورند.
تا چهل سال اگر کسی گناه بکند، خدا به آن تخفیف میدهد، آدمهایی که چهل سالشان شده باز هم، دست از کار زشت برنمیدارند، خداوند به فرشتهها میگوید؛ این دیگر قابل تخفیف نیست. برای انعقاد حضرت زهرا، که خدا میخواهد به پیغمبر حضرت زهرا را بدهد. میگوید: شما تا چهل روز، غذاهای عادی را نخور، چون بناست، زهرایی به شما بدهم که آن زهرا، مادر امامها بشود. دختر نبوت، و مادر امامت و همسر ولایت، این باید نطفهاش از این غذای عادی نباشد. داریم اگر کسی میخواهد، دعایش مستجاب شود، به چهل نفر دعا کند. بعد اگر به خودش دعا کرد، دعای خودش هم مستجاب میشود. بهر حال، در مسائل عبادی، اگر کسی اهل مشروبات الکلی باشد تا چهل روز نمازش قبول نیست
یعنی در مسجدالنبی، مسجد مدینه، اولین مسجدی که حضرت ساخت. بعد از مسجد قبا، هفتهای یک روز، مردها نمیآمدند، زنها گِلکشی میکردند. که این در ساختن نمازخانه، زنها هم، شریک باشند و سهم داشته باشند. پس اقامه نماز به قدری مهم است. حالا یک چیز دیگر برایتان بگویم. عنایت کنید، زیادی هم گوش دهید. همه حاجیها، وقتی میروند مکّه، برای حج میروند مکّه، ولی حضرت ابراهیم که رفت مکّه، برای نماز رفت مکّه، گفت: خدایا، این را میگویم برای شماها و تمام برادران و خواهرانی که در ستادهای نماز جمعه هستند. نگویند: آقا ما جمعهمان، صرف نماز جمعه میشود. برای اقامه نماز، حضرت ابراهیم «علیهالسلام» زنش را بیابانگرد کرد. بچهاش را در معرض خطر گذاشت، گفت: ای خدایا، «رَبَّنا إِنِّی أَسْکَنْتُ مِنْ ذُرِّیَّتی بِوادٍ غَیْرِ ذی زَرْعٍ عِنْدَ بَیْتِکَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنا لِیُقیمُوا الصَّلاةَ» ابراهیم/37 خدایا من زن و بچهام را آوردهام، در این کوههای داغ، «عِنْدَ بَیْتِکَ الْمُحَرَّمِ» زن و بچهام را آوردهام در کوههای داغ مکّه، برای حج، نه، من کاری به حج ندارم، «رَبَّنا لِیُقیمُوا الصَّلاةَ» نماز به قدری مهم است که حتی زن و بچه در معرض خطر قرار میگیرند. که نماز به پا شود. توفیقی است خدا به شما داده است. منتها هر کس توفیقی دارد خطر هم دارد. خطر این که، یک وقت خدای نکرده، شما، با اینهایی که میآیند نماز جمعه، برخورد حاکمانه بکنید. ـ برو کنار بابا، ـ بزن اون طرف، ـ بابا، ما داریم آنجایی که هیئت امنایش خوش اخلاق هستند. مسجدها، پر بچه میشود. اونجایی که بداخلاقاند نه. کتابخانهها، آنجایی که کتابدار، آن کسی که کتاب میدهد از مخزن کتاب، کتاب میدهد به آقایونی که کتاب مطالعه میکنند. آن کسی که کتاب میآورد میدهد، اگر که خوش اخلاق باشد، آمار آنجا، بیشتر میشود. پیشنماز و هیئت امنا، اینها خیلی مهم است. بهر حال به امید روزی که برای اقامه جماعت دیگر، ستاد اقامه نماز جمعه، یا ستاد خاصی نداشته باشد. اوّل انقلاب لازم بود، یک ستاد خاصی باشد. الآن همه مردم باید احساس کنند، ستاد اقامه نماز هستند. اول انقلاب، انجمن اسلامی، لازم بود. چون گروهکها بودند، باید یک آدم حزب الهی باشند که جلوی گروهکها بایستند، امّا بعد از پانزده سال، همه اعضای کارخانه، انجمن اسلامی هستند. امام زمان «عج» مگر برای انجمن اسلامی است. مال همه است امام حسین «علیه السلام» مگر برای انجمن اسلامی است، برای همه است. همه ما باید احساس کنیم، مسئول ستاد نماز جمعه هستیم. و لذا بیائیم، بگوئیم آقا، بنده میخواهم، یک روز اینجا خدمت کنم، منتها، یک سری، کارها فنی است، کارهای حفاظتی است. کارهای تدارکاتی است. که این را خوب باید، یک آدم قدیمی باشد، در جریان باشد. امّا یک سری کارهای سادهتر را، بیائیم انجام دهیم. گفتند: زیارت مکّه اگر احساس خطر میکنی، نرو، امّا زیارت کربلا، اگر احساس خطر هم میکنی، برو اصلاً امام حسین «علیه السلام» فقه را سوراخ کرده است. لب زدن به خاک حرام است. امّا لب زدن به خاک کربلا، حرام که نیست، مستحب هم هست. به ما گفتهاند نوزاد که به دنیا میآید، قبل از این که شیر مادرش را بخورد، لبش را بزن به خاک کربلا، مُهر کربلا به سر زبانش بزن. اصلاً بناست ما با کربلا رفیق شویم. هر مسلمانی هر روز 17 رکعت نماز بخواند، هر رکعت دو تا سجده هر یک از ما سی و چهار بار، بلندترین نقطة بدنمان را به خاک کربلا بمالیم. وقتی که آب میخوریم، سلام بر حسین میگوییم. کربلا، برای خودمان است. و لذا گفتهاند، هر مسافری نمازش شکسته است، امّا در حرم امام حسین که رفتی، نمازت را درست بخوان، یعنی آنجا، خانه خودت است. این که میگویند در حرم امام حسین نماز درست است، یعنی آنجا خانه خودت است
و لذا، یک پدری آمد، گفت: آقا بچه من، من را نماز جمعه ای کرده است. برای این که من در عمرم نماز جمعه نرفته بودم. امّا پسرم، مرید نماز جمعه شده است. آمده گریه میکند، میگوید: من خجالت میکشم. و همه جوانها و آقازادهها، با باباهایشان میآیند. من انگار بابام مرده است. آخر یک روز هم تو با ما بیا، که من افتخار کنم، بابا دارم. پسر شانزده ساله، دست بابا را میگیرد، به نماز جمعه میکشاند. و ما الحمدالله اینقدر پدر داریم که بلد نیست، قرآن بخواند، و الآن بالای پنجاه هزار پسر جوان و نوجوان، حدوداً در تهران دارند قرآن حفظ میکنند. بالای پنجاه هزار پسر و دختر. من باور نکردم، جز این که رفتم، تحقیق کردم، دیدم عجب، بالای حدود پنجاه هزار پسر و دختر در تهران، دارند قرآن حفظ میکنند. خوب تابستان است دیگر. الحمدالله، با این که توطئهها، تبلیغات، سمپاشیها، بیگانه، داخلیهای ناآگاه، ماهواره، ویدئو، سکس، با این که همه تبلیغات را میکنند. و تهاجم فرهنگی هست، امّا در عین حال، رشد توجه به قرآن، توجه به نهجالبلاغه، خیلی الحمدالله خوب شده است. بهرحال، دستتان درد نکند. و شما در تمام نماز جمعههایی که میشود، شریک هستید. من یک بار دیگر برای ستاد نماز جمعه بود، یک جای دیگر، حدیثی خواندم، یادم نیست این حدیث را برای شما بود، یا برای دیگران، حالا اگر هم خواندم، تکرار میکنم. حدیث داریم، عدهای آمدند، وارد مسجدالحرام شدند، کفشهایشان را گذاشتند پهلوی یک نفر، گفتند: کفشهای ما را حفاظت کن، ما برویم، طواف کنیم. امام صادق «علیه السلام» فرمود شما که مسئول حفظ کفشها هستی، ثوابت از آنهایی که طواف میکنند، کمتر نیست. این را میگویم، برای آن پلیسی که در جاده میگوید: نه سیزده به در داشتیم، نه اربعین داشتیم، نه قتل و ختم، امام رضا داشتیم. نه عاشورا داشتیم. گاهی پزشک، میگوید: امشب، شب کشیک ما است. شب عاشورا است، ماه رمضان است. نه افطاری، نه سال تحویلی. گاهی وقتها، افرادی دوست دارند، از لحاظ عاطفی، ایام مخصوصی، پهلوی زن و بچه باشند. امّا به خاطر مأموریت و وظیفه رها میکنند. اصلاً دین ما دینیست که انسان، هر وقت غریزه و وظیفه با هم درگیر شد، بگوید: زنده باد وظیفه. غریزه میگوید: ابراهیم، اسماعیل را نکش. بچهاش را آدم نمیکشد. آدم بچهاش را دوست دارد. غریزه میگوید: نکش، وظیفه میگوید: بکش. ابراهیم بچه را خواباند برای ذبح، ماه رمضان غریزه میگوید: بخور، وظیفه میگوید: نخور. شما سی روز نمیخوری. روز جمعه، غریزه میگوید: بابا روز جمعه است، زن و بچه را بردار، ببر تفریح، وظیفه میگوید: پس نماز جمعه چی. اگر پنجاه نفر و صد نفر و هزار نفر و دو هزار نفر و چند هزار نفر، اگر گروهی، خدمات نماز جمعه را بر عهده نگیرند، نماز جمعهای به پا نمیشود. غریزه میگوید: برو به زن و بچهات برس. وظیفه میگوید: نماز جمعه مهمتر است. بگذار قرآن بخوانم. الله اکبر، «قُلْ إِنْ کانَ آباؤُکُمْ وَ أَبْناؤُکُمْ وَ إِخْوانُکُمْ وَ أَزْواجُکُمْ وَ عَشیرَتُکُمْ وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ کَسادَها وَ مَساکِنُ تَرْضَوْنَها أَحَبَّ إِلَیْکُمْ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهادٍ فی سَبیلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى یَأْتِیَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفاسِقینَ» توبه/24، میفرماید که: «قُلْ إِنْ کانَ آباؤُکُمْ وَ أَبْناؤُکُمْ» این آیه، خیلی آیه خطرناکی است. حالا، در عین حال گوش دهید. چه کنم، قرآن است، دیگر، آیه 24، سوره توبه «قُلْ إِنْ کانَ آباؤُکُمْ»به مردم بگو، اگر بابایتان را بیشتر از خدا دوست دارید «وَ أَبْناؤُکُمْ» اگر بچههایتان را بیشتر از خدا دوست دارید. «وَ إِخْوانُکُمْ» اگر برادرهایتان را بیشتر از خدا و جهاد دوست دارید. «وَ أَزْواجُکُمْ» اگر همسرتان را بیشتر از خدا و جهاد دوست دارید: «وَ عَشیرَتُکُمْ» و عشیره و فامیل را بیشتر از خداوند و جهاد دوست دارید.
«وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها» اگر پول را بیشتر از خدا و نماز جمعه دوست دارید. من تعجب میکنم، که چرا بعضی وقتها، روز جمعه، نزدیک نماز جمعه در بعضی از شهرها، بازار میزنند و بخشی از اینها که میخواهند، بیایند نماز جمعه، میکشند، برای این که، کفش و کلاه ارزانتر است. «وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها» اگر شهرداری میتواند، به اینهایی که میخواهند، فروشنده باشند، بگوید: آقا، شما ساعت 2 بعد از ظهر تا 10 شب، آن هشت ساعت را، چون خدا خواسته باشد، رزق دهد، رزق میدهد، «وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها» اگر مال را بیشتر از خدا و جبهه دوست دارید. «وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ کَسادَها»، اگر تجارت را بیشتر از جبهه دوست دارید. «فَتَرَبَّصُوا» منتظر قهر خدا باشید. از این آیه معلوم میشود. کسی که مؤمن واقعی است. باید حب خدا و حب فرمان خدا و جبهه و جنگ، از حب هر چیزی پهلوی شما قویتر باشد. بنابراین برادرانی که در ستاد نماز جمعه هستید. انشاء الله مشمول این آیه نباشیم. شما از آنهایی باشید که، نماز جمعه را بیشتر از تفریح، بیشتر از جمعه، بشتر از … البته حالا این را هم به شما بگویم، اگر یک وقت، یک کسی به دلیل وظیفهاش، لازم شد، روز جمعه، یک کار عبادی بکند. معنایش این نیست که از زن و بچهاش کم بگذارد. حالا روزهای دیگر، تفریح میکند. باید به زن و بچه هم رسید. و اگر نه زن و بچه هم حق دارند. داشتیم، در اسلام، افرادی که آدم خوبی بودند، امام اینها را احضار میکرد و پیغمبر اینها را احضار میکرد. میگفت: تو – در مورد - بچهات کم میگذاری، من به عنوان پیغمبر از تو راضی نیستم. حالا ممکن است، انسان روز جمعهای، کسی کشیک باشد. حالا یا تو بهداری، یا تو پلیس، یا تو نماز جمعه، یا توی هر کجا. اگر به دلیلی روز جمعه من کار میکنم. معناش این است که روز شنبه استراحت کنم، دوشنبه استراحت کنم، سه شنبه استراحت کنم. بهرحال معنای تشویق به ستاد نماز جمعه، کم زن و بچه گذاشتن نیست، خوب، خدا انشاء الله به شما توفیق دهد.